|
سال گذشته در چنین روزهایی، بحث داغ حجاب بار ديگر گر چه كوتاه مدّت، اما فراگير به موضوع روز ايران اسلامي تبديل شد؛ بگير و ببندهاي هر چند محدود در گوشه و كنار اتفاق افتاد و مانند هميشه نشست هاي متعدد برگزار گردید اما معلوم بود كه ديگر اكثرأ متوجه شده اند ( يا لااقل وانمود مي كردند که متوجه شده اند) كه مسأله حجاب را بايد از جنبه هاي مختلف آن مورد بررسي قرار دهند و نگاه يك سويه و مبتني بر قهر و غضب درمان درد نيست.
بالاخره اين نشستها به تصويب كليات طرح مد و لباس در مجلس شوراي اسلامي انجاميد. گر چه اين طرح مدعي بود كه به هيچ وجه در صدد اجباري كردن حجاب نيست؛ اما جزئيات آن نشان مي داد كه طراحان آن سعي دارند تا در عمل، با حمايت هاي اقتصادي دولتي، از الگوهاي مشخصي از پارچه و البسه و همچنين وضع عوارض گمركي بر واردات تجاري پوشاك و پارچه هاي خارجي و در عين حال استفاده از نيروي انتظامي براي ممانعت از فروش لباس هاي خارجي دست دوم ، يك نوعِ خاص از پوشاك و لباس ( ظاهرأ با الهام از نماد هاي ايراني) را رايج كنند.
تقریبا مانند تمام طرحهای دیگر، کسی دقیقا متوجه نشد که عاقبت ان اقدامات به کجا کشید و چه کارهایی در این جهت انجام شد اما معلوم است که در اخذ نتیجه موفق نبوده است زیرا بعد از گذشت یکسال ،در روزهای اخیر مجددا همان جریان ،و بسیار شدید تر تکرار شد .مثل سال گذشته (و سالهای قبل از ان)،از هر مسوولی که علت عدم توفیق را پرسیدند پاسخ دادند که باید همه همکاری کنند و این چیزی نیست که فقط نیروی انتظامی یا اداره اماکن و یا قوه قضائیه و غیره بتوانند به تنهایی از پس ان بر آیند و یک پروژه بسیار بزرگ و عظیم فرهنگی است و همه کشور باید مشارکت کنند.دراین میان اظهار نظرهای مختلف و بعضا متناقض از جانب مسوولان بلند پایه نیز کم نبود.حجت الاسلام ابراهیم پور،یکی از مسوولان اجرایی طرح ملی حجاب،گفت که دشمنان داخلی و خارجی با استفاده از این راهکار،قصد نابودیارزش های اسلامی را دارند و اضافه کرد که در این طرح ملی از خواهران طلبه بعنوان "مربیان حجاب"استفاده می شود.ایشان همچنین برگذاری مراسم صبحگاه حجاب،جشن حجاب در مدارس،طراحی پیک نوروزی حجاب،مراسم چادر گذاری دختران مکلف،برپایی جلسات توجیهی والدین و راه پیمایی حجاب را ،از مهم ترین برنامه های طرح ملی حجاب عنوان کرد.احمد رضا رادان،رئیس پلیس تهران بزرگ،خبر از "متوقف کردن خودروهای حامل افراد بد حجاب" و "سرکشی به اماکن عمومی مانند اموزشگاه ها"و برخورد با مردانی که از "لباسهای غیر متعارف"استفاده می کنند داد و "بی هویتی" ، "بیماری و اختلال شخصیتی"و "اختلال و انحراف اخلاقی"و "هیجان مداری و مد گرایی "را از عمده دلایل بد حجابی دانست و تعدادبد حجابان جامعه را 10% کل جمعیت دانست.او که مدعی بود طرح مبارزه با بدحجابی در سال جاری ،مبتنی بر بررسیهای علمی است که در دانشگاههای ناجا و تهران صورت گرفته ،اضافه کرد که 70% بد حجابان از نوعی فقدان اعتماد به نفس رنج برده و نوعی سر در گمی را در خود احساس می کنند. رادان می افزاید که 93% از پرسش شوندگان نیز اظهار کردند که نیروی انتظامی می تواند به موضوع بد حجابی پایان دهد.امام جمعه مشهد نیز بد حجابها را گرگان روز و خفاشان شب نامید.کار به جایی رسید که اعلام شد گردشگران خارجی نیز باید بدانند که سفر به ایران یعنی رعایت حجاب .اما رئیس قوه قضائیه برخورد نیروی انتظامی را نامناسب و نا کارا دانست و برخی نمایندگان مجلس نیز این نظر را تایید کردند.در این میان گفته شد که نماینده سازمان گردشگری ایران در مصاحبه ای در ترکیه ،منکر بر خورد با بد حجابی در ایران شده و اظهار داشته که اگر کسی در ایران روسری نپوشد هیچ ارگان دولتی به او تذکر نخواهد داد. در ايران، ديري است كه مسائل كوچك فرعي را مبناي حل مشكلات عظيمه قرار مي دهند ، مثلأ بعيد نيست که يكي از مسئولين بلند پايه بگويد تنظيم باد چرخ هاي اتوموبيل باعث صرفه جويي در مصرف سوخت ، طولاني تر شدن عمر مفيد لاستيك ها و كاهش تصادفات رانندگي مي شود و در پي آن با احتساب هزينه هائي كه براي واردات بنزين صرف مي شود و اينكه با اين پول ها چقدر كارخانه و مسكن و غيره مي شود ساخت و مشكلات مردم را حل نمود و اينكه با كاهش تصادفات چقدر از هزينه هاي مالي و جاني كاسته مي شود و در عين حال آلودگي هوا نيز كاهش مي يابد و ديگر مردم هواي تميز تنفس كرده، به انواع بيماري ها دچار نمي شوند؛ در محاسن اين اقدام داد سخن دهد و ناگهان نتيجه گيري كند كه همه مشكلات و مصيبات ما از ناحيه كساني است كه باد چرخ ها را تنظيم نمي كنند و اين ها از ايادي شيطان بوده، دستشان با امريكا و اذناب او در يك كاسه است و حتي از آن ها پول مي گيرند كه باد چرخ ها را تنظيم نكنند و پس از تقسيم بندي انواع باد ها ، انواع مجازات ها را براي اين خائنين به ملك و ملّت پيشنهاد نموده، در ادامه به ارائه راهكارهاي اقتصادي براي حل اين معضل پرداخته، بگويد كه در هر چهار راه ( يا هر 100 قدم به انتخاب مسئولين يا رأي گيري عمومي)، يك ايستگاه تنظيم باد رايگان تعبيه و واردات دستگاههاي مربوط به باد از معافيت بازرگاني برخوردار شود و در انتها براي اثبات صحت نظريه خود از معارف اسلامي بهره گرفته، آيه يا حديثي را ذكر كند كه در ان كلمه "ريح"به معنی (باد) آمده باشد و بدين وسيله نشان دهد كه در اسلام نيز اين مسأله از اهميت فوق العاده اي برخوردار بوده است و به اين ترتيب تمام معضلات جامعه حل و فصل شود. مسأله حجاب نيز ، این گونه است . من نمي دانم كه واقعأ حجاب در صدر اسلام چه مفهومي داشته است و تا چه حد جزء مسائل اساسي و ضروري و واجبات دين بوده و آيا رسول گرامي و آزاد انديش اسلام دستور داده بود كه عده اي روز و شب در كوچه و بازار بگردند و متخلفين را به سزاي اعمالشان برسانند و كلأ چه مجوزي در اصل شريعت اسلام و قرآن ( و نه در فتاواي مختلفه فقها) موجود است كه باعث مي شود تا در سطحي چنين گسترده ( مجلس) به تعيين پوشاك مردم( عمدتا زنان) در سطحي چنين محدود ( تعيين پارچه و طرح) اقدام شود.تا انجا که تاریخ نشان می دهد در بین تمام جوامع مذهبی و حتی رومیان و یونانیان باستان،نوعی از پوشش برای موی و روی مطرح بوده است اما شکل امروزین ان ،حاصل فرایند پیچیده و تدریجی است که مرد سالاری نقش مهمی در ان ایفا کرده است.خانم دکتر درخشنده صادقی در پژوهش خود راجع به حجاب می نویسد: " به هر روي حجاب در بين اشراف رواج بيشتري داشت. زنان طبقات کارگر در کشورهاي مسلمان که پايه اقتصاد کشاورزي داشتند، بدون چادر در کشتزارها و چراگاهها مشغول به کار بودند. در ايران تا به امروز در کشتزارهاي برنج و چايکاريهاي شمال،چراگاه هاي غرب و در کارخانه هاي ريسندگي و قاليبافي ها شاهد اين پديده هستيم. دختران و زنهاي زحمتکش بدون پوشش در چادر سياه، در اين بخشها براي گسترش نيروي اقتصادي کشور به کار مي پردازند.پوشش چادر سياه رنگ براي زنان تا چندي پيش متداول نبوده و زنها از چادرهاي زيباي رنگين استفاده مي کردند." اما من مي دانم كه در ديانت بهايي چنين محدوديتي ابدأ و به هيچ شكل وجود ندارد. گر چه از همین حالا صدای فریاد های گوشخراش و روح آزار کسانی را می شنوم که می گویند : يعني افراد مي توانند برهنه به ميدان شهر بيايند و کسی حق ندارد به انها چیزی بگوید ؟ و در پاسخ فرياد اين عزيزان عرض كنم كه چرا فورأ به سمت ديگر طيف مي رويد ؟ آيا همة مردم دنيا منتظر بودند تا ديانت بهايي چنين حرفي را بزند و به يكباره همگي برهنه شده به ميدان بيايند؟ و آيا بهاييان در عمل اين گونه نشان داده اند ؟! خير جانم، مراتب تأكيد ديانت بهايي در امر عفت و عصمت نيازي به ذكر ندارد و در ضمن، داشتن پوشش ، يك امر تقريبأ كلي و عام در بين انسان هاست و فقط حد و حدود آن متفاوت است و متمدن ترين و به اصطلاح غربي ترين غربيها هم چندان تمايلي به برهنه ظاهر شدن در ميانه ميدان شهر ندارند؛ شايد به اين دليل كه ( در شرايطي) ، منعي هم براي اين كار نداشته اند؛ اما كساني كه قرن ها به بدترين شيوه ها از اين عمل نهي بلكه ترسانيده شده اند، هميشه در نهان خود اين را آرزوي خود دانسته اند . اما ببينيم بهاءالله دقيقأ چه مي گويد .او مي گويد : زمام لباس و پوشاك در اختيار خود مردم است؛ اما بايد هوشيار باشند تا خود را ملعبه دست جاهلان قرار ندهند . در قسمت اول، بهاءالله ترتيب پوشيدن لباس را به اختيار مردم واگذار مي كند كه خود بايد تصميم بگيرند كه چه بپوشند و چگونه بپوشند . تا اينجاي بیان،هشدار به دیگران است ، يعني اينكه به شما ربطي ندارد كه كسي چه مي پوشد و شما وكيل و وصي ديگران نيستيد ؛ اما در ادامه و در تكميل مطلب، شرط مهمي را بيان مي كند كه بايد به آن توجه شود . در قسمت دوم، خطاب به خود شخص است كه « مبادا خود را ملعبه دست جاهلان قرار دهي». دقت بسيار لازم است. بهاءالله از كساني كه به بهانه هاي مختلف به افراد ديگر تعرض نموده، مدام از پوشش و لباس آن ها ايراد مي گيرند و یا انها را مسخره می کنند، با لفظ « جاهلين» ياد مي كند. البته ممكن است نمونه هايي هم يافت شود كه ظاهرأ حق به جانب همين جهال باشد؛ مثلأ يك نمونه ساده: فرض كنيد شخصي را به خاطر پوشيدن سرپايي در يك مهماني مورد تمسخر ، استهزا و يا حتي توهين و غيره قرار دهند كه البته منطقي به نظر مي آيد وظاهراحرفشان صحيح مي باشد؛ اما باز لفظ جاهل در مورد آن ها صادق آيد ، بدين لحاظ كه حرمت يك انسان را نگاه نداشته اند ، حال اگر مواردي يافت شود كه حتي حرف و اعتراض اين اشخاص هم غير منطقي و ناصحيح باشد ( كه در اكثريت موارد اين گونه است) جهلي بر جهل آن ها افزوده مي گردد . در گفتار بهاءالله صحبت از اين نيست كه آيا حرف آن معترض كذائي صحيح است يا اشتباه.بیان او فارغ از صحت و سقم است. بهاءالله نفس اين كار را حاكي از جهل مي داند و به تلويح ابلغ از تصريح متذكر مي دارد كه به اين نوع اعمال نمي توان عنوان" امر به معروف و نهي از منكر" داد و به اين ترتيب رويكرد جديد و كاملأ متفاوتي به موضوع امر به معروف و نهي از منكر ارائه مي كند . در واقع مفهوم "جهل" در اين توصيه مي تواند "جهل نسبت به مفهوم امر به معروف و نهي از منكر" باشد كه بايد در فرصتي مناسب از زواياي مختلف به آن نظر كرد. ممکن است کسانی معتقد باشند که اين بيان بهاءالله متوجه گروه دیگری از جاهلان نيز مي باشد .آنانی كه با به كار گيري اصول روانشناسي رفتار هاي اجتماعي و تبليغات وسيع و ديگر ترفندهاي تجاري، در پي حفظ بازار پوشاك و صنايع مربوط به آن و كسب درآمدهاي كلان و رواج انواع و اقسام ابداعات عجيب و غير عجيب در امر مد و پوشاكند و مخاطبين خود را با شيوه هاي مختلف فريب داده، به آن ها مي قبولانند كه اين طرح يا مد داراي ارزش ذاتي مي باشد و در نهايت به خريد محصولات خود وادارشان مي كنند. البته بهاءالله اينان را جاهل مي نامد؛ زيرا مسير صحيح زندگي را گم كرده، اهداف كم ارزش را جايگزين آرمان هاي متعالي انساني نموده ، با فريب مردم ارتزاق مي كنند. گر چه فريب دادن بسيار ناپسند است ، اما مخاطبين اصلي در گفتار بهاءالله اينان نيستند؛ بلكه آن هايي هستند كه فريب مي خورند و به اين ترتيب خود را بازيچه دست قرار داده، به فرمان آن ها عمل مي كنند. بهاءالله آن ها را از بازيچه شدن در دست جاهلان نهي و به اين ترتيب عامل دروني و محافظ قوي تري را در وجودآن ها خلق مي كند . اين موضوع بسيار دقيق است . بهاءالله نمي گويد چه لباسي تو را ملعبه دست جاهلان مي كند . او هيچ نوع طرح يا مد مشخصي را نيز توصيه نمي كند . نه حرفي از كت و دامن است و نه از مانتوي اسلامي و كت و شلوار و كراوات و تي شرت و غيره . او به سادگي بيان مي كند خود را بازيچه قرار ندهيد . اما معيار بازيچه شدن و تعيين كننده مصاديق آن چيست و كيست؟ در وهله اول خود شخص است و نه كسي ديگر . هر فردي خود بايد تشخيص دهد كه در چه مكاني و چه زماني و در حضور چه كساني و... چه بپوشد تا ملعبه نباشد. ملعبه شدن مي تواند به مفهوم سوء استفاده از فرد و يا به معناي استهزاء و تمسخر و به اصطلاح ، دست انداختن باشد. پوشيدن يك دست كت و شلوار شيك و كراوات در هنگامي كه عازم كوه نوردي هستيد، همان قدر باعث ملعبه شدن است كه پوشيدن پيژاما يا لباس كوهنوردي هنگام مراسم خواستگاري و در عين حال نه كت و شلوار و كراوات ونه پيژاما، هيچ كدام في حد ذاتهم، باعث ملعبه شدن نيستند. در دوره عبدالبهاء و جانشين ايشان شوقي افندي ، به خانم هاي بهايي در ممالك شرقي مثل ايران و مصر توصيه مي شد كه رعايت حجاب اسلامي را بنمايند؛ اما اين نه به معناي تعيين نوع لباس براي آن ها بود، بلكه صرفأ به جهت رعايت همان قاعده "ملعبه نشدن" بود و اين توصيه فقط به شرقي هاارائه مي شدو حال آنكه اگربه بهاييان غرب هم مي شد، در جهت عكس، يعني در جهت ملعبه شدن آن ها ،عمل مي كرد؛ گو اينكه همان طور كه ذكر شد، حتي اگر كسي چنان بپوشد كه نا معمول و نا مناسب باشد، باز كسي كه او را به لعب بگيرد جاهل است . جهل او،یکی از این بابت است كه درك صحيحي از آزادي انسان ها ندارد و نمي داند كه افرادحتي اگر اشتباه بكنند، نبايد مورد بي احترامي واقع شوند؛ زيرا به هر حال انسان هستند و از شرافت و امتياز انسان بودن برخوردارند و ديگر اينكه نمي داند او در مقامي نيست كه بتواند انسان ديگري را ملعبه خود كند و كسي به او اين حق را نداده است. البته اين موضوع ابعاد مختلف و پيچيده تري نيز دارد كه در اين مختصر مجال ورود به آن ها نيست، باشد تا فرصتي ديگر . اما آنچه كه واضح است اين است كه بهاءالله اختيار پوشش و لباس را به مردم واگذار كرده است. اين تفكر ، انسان ها را داراي شعور و آگاهي مي داند؛ به نظر آنان احترام مي گذارد و به اين مسأله آگاهي كامل دارد كه اگر در قرن بيستم و بعد از آن نتوان به انسان ها و فكر آن ها اعتماد كرد و در مسائلي مثل لباس پوشيدن هم براي آن ها تعيين تكليف نمود، بايد در مرگ همه ارزش ها مرثيه سرود . مخصوصأ كه مسأله حجاب عمدتأ متوجه زنان است و در عصري كه زنان بيش از پيش در راه احقاق حقوق از دست رفته خود مي كوشند، اين تبعيض خود، مانع بزرگي در راه اتحاد و هماهنگي بيشتر بين زنان و مردان ايجاد كرده، باعث بروز سوء تفاهمات عظيم و عميق در بین انان مي شود. تمام مطالب فوق با فرض اين قضيه بود كه اصولأ تعيين حجاب يك امر ممكن و شدني است و حال آنكه حتي اين فرض هم صحيح نيست و مقتضيات عصر حاضر اصولأ با اين مسأله در تناقض است .در زنگبار، رانندگی زنان با حجاب،ممنوع شده است.در کبک در کانادا،اسماهان منصور،یک دختر مسلمان به علت پوشش حجاب ،از تیم ملی فوتبال کنار گذاشته شدو دختران محجبه تکواندو کار کانادا نیز از مسابقات قهرمانی کانادا،محروم شدند. چند روز پيش در اينترنت عكسي از يك بانوي ورزشكار مسلمان ديدم كه با مانتو و مقنعه و خلاصه حجاب معمول، در حال شيرجه زدن از روي سكوي استخر بود. بسيار متحير شدم . با خودم گفتم اگر قرار بر رعايت حجاب باشد، حضور در چند درصد از مسابقات ورزشي براي بانوان مسلمان امكان پذير است؟ بر فرض كه با هزار ترفند و صرف هزينه هاي هنگفت و ساخت ورزشگاههاي مخصوص با حصارهاي بلند ( در صورت لزوم سيم خار دار و متصل به برق فشار قوي ) و شايد هم سر پوشيده ( چون به هر حال بايد به فكر ماهواره هاي جاسوسي كه اصولأ به اين منظور به آسمان فرستاده مي شوند هم بود ) و سيستم هاي ضد استراق بصر ( و حتي سمع)، بتوان موجباتي براي برگزاري اين مسابقات فراهم نمود؛ آيا بانوان غير مسلمان و حتي مسلمان متعهد ولي غير معتقد به حجاب ( كه تعداد ان ها كم هم نيست) در اين مسابقات شركت مي كنند؟ لا والله . حتي اگر قبول كنند و حاضر به شرکت شوند ، بانوان مسلمانِ با حجاب چه گناهي كرده اند كه بايد در شرايطي نا برابر با آنان به رقابت بر خيزند ؟ آيا رقابت بانويي مسلمان با حجاب اسلامي با ديگران در مسابقات شنا ، يا دوو ميداني، منصفانه است ؟ آيا مي شود براي تمام رشته هاي ورزشي يك پسوند « با حجاب اسلامي» ابداع كرد ؟ تا كي بايد وقت و فكر مسلمانان صرف تفكر در چنين مسائلي و پيدا كردن راه حل هاي دست نايافتني برای آن ها شود ؟ اين وضعيت ورزش بود؛ ديگر مشكلات حضور در كارخانه ها و مراكز صنعتي و محيط هاي گرم و طاقت فرسا و ديگر شغلهايي كه رعايت حجاب در آن ها واقعأ مشكل ساز است را خود تصور نماييد. گذشته از همه اين ها ، آيا بانوان مسلمان از خود نمي پرسند چرا ؟؟؟
|