نامه های سردبیر
کلیۀ مقالات
دریچه
آئین بهائی
نامه ها و نظرات
گشت و گذاری در اخبار
پرداختن به مسائل اجتماعی
برگزیده ای از آثار بهائی
پیامهای مرکز جهانی بهائی
شعر و ادب
اشتراک نشریه الکترونیکی
براي آغاز يا قطع اشتراک، مشخصات را پرکرده و ارسال کنيد.





پرداختن به مسائل اجتماعی
چاپ ارسال به دوست ریشه‎کنی فقر: حرکتی هماهنگ به پیش
نگارش: --   

حل هریک از مشکلات جهان به مشکلات دیگری وابسته است و نمی توان یک مشکل را حل کرد و مشکلات دیگر را به حال خود گذاشت.

سازمان ملل متحد با هدف حفظ صلح در جهان تأسیس شد، اما هر روز دامنهء اهداف و فعالیتهای آن گسترش یافت و به فرهنگ و حقوق بشر و توسعهء اجتماعی و اقتصادی کشیده شد.

در بیانیهء ریشه کنی فقر که توسط جامعهء بین المللی بهائی به سازمان ملل متحد تقدیم شده است می بینیم که ریشه کنی فقر مستلزم فعالیتهای متنوعی در زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است و علت عدم موفقیت جهان در ریشه کنی فقر حصر توجه به عوامل اقتصادی بوده است.

به منظور آشنایی بیشتر با این بیانیه، مطالعهء خبری که در مورد آن در سرویس خبری عالم بهائی در 15 فوریهء 2008 منتشر شده است مفید به نظر می رسد.

بیانیهء جامعهء بین‌المللی بهائی در مورد ریشه‌کنی فقر

نیویورک، 15 فوریه 2008 (سرویس خبری عالم بهائی) – بیانیهء جدیدی که توسّط جامعهء بین‌المللی بهائی صادر شده طالب رویکردی منسجم و مبتنی بر اصول جهت ریشه‌کنی فقر جهانی است.

نمایندگان جامعهء بین‌المللی بهائی دیروز در میهمانی ناهاری که در دفاتر آنها در کلّ سازمان ملل متّحد برگزار شده بیانیهء "ریشه‌کنی فقر: حرکتی یکپارچه به پیش" را معرفی کردند. حدود چهل نماینده از سازمان‌های گوناگون غیردولتی و نهادهای سازمان ملل متّحد در این مراسم اجتماع کردند.

طاهره نیلور، یکی از نمایندگان جامعهء بین‌المللی بهائی در سازمان ملل متّحد، گفت که بیانیهء مزبور مقارن با چهل و ششمین کمیسیون توسعهء اجتماعی سازمان ملل متّحد که از 6 تا 15 فوریه 2008 ادامه خواهد داشت، صادر گردید. خانم نیلور گفت، "امسال، کمیسیون بر زمینه‌های ترویج اشتغال کامل و کار مناسب برای همه متمرکز است. اینها وجوه مهمّ ریشه‎کنی فقر است، امّا ما خواستیم از رویکردی منسجم‌تر دفاع کنیم؛ رویکردی که به گسترهء وسیعی از مواضیع ناظر باشد که، اگر بخواهیم فقر جهانی ریشه‌کن شود، باید به طریقی هماهنگ به آن پرداخت."

بیانیهء مزبور از مؤسّسات و نیز افراد در سطح بین‌المللی تقاضا می‌کند برای اصول اخلاقی، مانند اتُحاد و عدالت اولویت قائل شوند. این بیانیه به ماهیت نهفتهء فقر شکلی تازه می‌بخشد و می‌گوید، "آن را می‌توان به عنوان فقدان منابع اخلاقی، اجتماعی و مادّی لازم برای توسعهء استعدادهای معنوی، فکری و اجتماعی افراد، جوامع و مؤسّسات توصیف کرد."

در این بیانیه تعدادی از زمینه‌های معیّن مناسب روز که مجهودات رفع فقر را می‌توان به نحوی بسیار مؤثّرتر در آنجا متمرکز ساخت، مورد بررسی قرار گرفته است. این موارد شامل رهبری و حکومت، حقوق بشر، جنسیت، توسعهء پایدار، کشاورزی، اشتغال، مسئولیت فردی، تحصیلات، و دیانت است.

نیکیل سِت، از بخش امور اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متّحد (دسا)، و جولیا برگر، محقّق ارشد و نویسندهء جامعهء بین‌المللی بهائی برای نفوس مجتمع در این مراسم سخنرانی کردند.

آقای ست اظهار داشت که پیام کلیدی این بیانیه این است که "آنچه ما نیاز داریم اتّحاد عمل است. اگر بتوانیم روح مزبور را برانگیزیم، در این نبرد پیروز شده‌ایم."

آقای ست، مدیر دفتر هماهنگی و حمایت شورای اقتصادی و اجتماعی در دسا است، تجربهء خود در کشورهای در حال توسعه، از جمله زادگاه خود هندوستان را بیان کرد، و توجّه مضاعف بر راه‌حل‌های مشخّص هر کشور را توصیه نمود. او با اشاره به نقش نیرومندی که موضوعات مربوط به سرزمین و فرهنگ ایفا می‌کنند، اظهار داشت: "راه‌حل‌های کلّی کافی نیستند. برای پرداختن به مسألهء فقر، تحلیل معیّن هر جامعه ضروری است."

آقای ست بر مسألهء مرتبط با فقر، یعنی گرسنگی، نیز تأکید نمود. او با اشاره به این که در کشورش بیش از چهل درصد کودکان زیر پنج سال دچار سوء تغذیه هستند، اظهار داشت: "مسألهء سوء تغذیه مستلزم مجموعهء کاملاً متفاوتی از اقدامات و مداخلات است." آقای ست همچنین خاطرنشان ساخت که نهادهای بین‌المللی گاهی اوقات بر سنجش فقر بیش از انجام دادن کاری دربارهء آن تأکید می‌نمایند. او گفت، "مجموعه‌های اقتصاد کلان واقعاً موارد تحقیرآمیز فقر را، آنطور که بیانیهء شما در کمال شیوایی مطرح کرده، بیان نمی‌کنند."

خانم برگر اظهار داشت که موضوع فقر به نحو تفکیک‌ناپذیری با سایر عوامل پیچیده مانند حقوق بشر، توسعهء و شرایط زیست‌محیطی ارتباط دارد. او گفت، این نشانه‎ای مثبت است که جامعهء سازمان ملل متّحد تدریجاً متوجّه ارتباط متقابل کلّیهء این عوامل می‌شود و بر طرقی جهت تدوین رویکردی هماهنگ و یکپارچه متمرکز می‌گردد. خانم برگر گفت، "نه آن که بخواهیم در باب این قضیه مبالغه نماییم، امّا تغییر در تفکّر برای وصول به این نقطه مانند انقلاب کپرنیکی است که تصدیق نمود زمین دور خورشید می‌چرخد نه بالعکس."

خانم نیلور گفت که پیش‌نویسی بیانیه ابتدا در اجابت صلای شورای حقوق بشر سازمان ملل متّحد برای مشورت در خصوص "پیش‌نویسی اصول راهنما" برای مساعدت به تمرکز بحث بر رابطهء بین حقوق بشر و فقر مفرط تهیّه گردید.

جامعهء بین‌المللی بهائی، به عنوان بخشی از فرایند مزبور، با اعضاء منتخَب جامعهء بهائی در اطراف و اکناف عالم تماس گرفت و از آنها خواست جلسات بحثی را در مورد فقر و حقوق بشر شامل افرادی در سطح محلّی سازماندهی نمایند. او گفت، "این جلسات بحث در شش کشور برزیل، گویان، هائیتی، هندوستان، نامیبیا و ترکیه برگزار گردید و مشاورات انجام شده در این جلسات تأثیرات و تجربیات دست اوّلی را از افرادی که بیش از همه متأثّر از فقر بودند، فراهم آورد."

ادامه مطلب...
 
چاپ ارسال به دوست برخی از اصول اقتصادی آیین بهائی
نگارش: شکیبا   

*اصولی که در زیر می خوانید از یکی از سخنرانی های دکتر شاهپور راسخ دربارهء اصول اقتصاد بهائی استخراج شده است.

اقتصاد یکی از رشته های علوم اجتماعی است که دربارهء فعالیتها و چگونگی روابط مادی افراد و مقرراتی که بر آنها حاکم است و طرق و وسایلی که باید اتخاذ شود تا موجبات تأمین اجتماعی و رفع احتیاجات مادی و رفاه بیشتر افراد فراهم شود بحث می کند. از میان تعاریف متعدد اقتصاد به عنوان نمونه می توان به این تعریف اشاره کرد:

"علم اقتصاد رفتار انسان را در ارتباط دادن منابع کمیاب که موارد استعمال گوناگون دارند به اهداف معین همچون حداکثر کردن درآمد مطالعه می کند و این مطالعه معمولاً با به کار گیری داده های قیمت در مقایسه انجام می شود." (فرهنگ علوم اجتماعی)

گفته شده که دین به امور روحانی و غیرمادی می پردازد و موضوع دین مبدأ و معاد است. پس چرا اقتصاد در عرصهء دین مطرح می شود؟ اگر به گذشتهء دور هم بنگریم می بینیم که همهء ادیان نقش بارز و مؤثری در عرصهء اقتصادی داشته اند، مثلاً از راه تشویق برخی فعالیتها و یا منع بعضی کارها یا حرام و حلال مواد مصرفی و یا دیدگاه خاص دربارهء فقر و غنا. امروز با اهمیت یافتن بیش از پیش مسائل اقتصادی دین نمی تواند از بحث در مسائل اقتصادی خودداری کند.

ادامه مطلب...
 
چاپ ارسال به دوست در جستجوی چارچوبی برای یک مدل توسعهء متوازن - قسمت هفتم
نگارش: رامسس رشیدی   

نزدیک شدن به عصر بلوغ و تمدن روحانی، قسمت 3

در جستجوی چارچوبی برای یک مدل توسعهء متوازن

در دو مقالهء اخیر دربارهء روابط انسانی و نظام تربیتی و نیز مفهوم کار و شغل در یک مدل توسعهء متوازن صحبت کردیم. در اینجا می خواهیم بعضی از دیگر ویژگیهای عمدهء عصر بلوغ و تمدن روحانی آینده را بررسی کنیم.

سلامتی و شادی

وقتی دربارهء علت ریشه ای بسیاری از مسائل و اختلافات شخصی خود صحبت می کنیم، سلامتی در مرکز توازن جسمانی، ذهنی و روحانی ما قرار دارد. اگر سالم نباشیم دشوار است که زندگی معناداری داشته باشیم و به جامعه خدمت کنیم. اما چنین به نظر می رسد که در جامعهء مدرن پول درآوردن و تمرکز بر پروژه ها اغلب بر سلامتی اولویت می یابد. آنقدر مشغول کار می شویم که نیاز خود را به روابط خوب، روشنی ذهن، تغذیهء مناسب، ورزش و استراحت فراموش می کنیم. سخت به خود فشار می آوریم تا پول بیشتری به دست آوریم و ساعات بی پایانی را صرف کار می نماییم. وقتی بدنمان نشانه هایی به شکل درد یا عفونت برایمان می فرستد فقط یک قرص می خوریم تا از آن نشانه ها خلاص شویم، و بعد ادامه می دهیم. این روش، به تدریج و در طی سالیان، به سلامت ما زیان وارد می کند. اغلب وقتی شروع به توجه می کنیم که دیگر خیلی دیر شده و صدمهء غیرقابل جبرانی وارد شده است.

آیا برای تأمین معاش مجبوریم سلامت خود را به خطر اندازیم؟ آیا در نظامی اسیر شده ایم که در آن انسانها به ابزار تقلیل یافته اند؟ آیا سبک زندگی جنون آمیز ما از کنترلمان خارج است؟ آیا از عواملی که می توانند به توانایی عملکرد ما آسیب بزنند آگاهیم؟ پاسخ این سؤالات و بسیاری سؤالات دیگر دربارهء کیفیت زندگی ما به این بستگی دارد که چقدر دربارهء خود و آنچه در اطرافمان است درک می کنیم. به هر حال یک چیز بسیار روشن است. هر کاری که انجام می دهیم و هرجایی که زندگی می کنیم، مدل متداول کنونی توسعه با تأکیدی که بر رفاه مادی دارد فشار عظیمی بر ما وارد می کند، و به توانایی ما برای حفظ توازن خود، برای سروسامان دادن به روابط خود، برای تفکر درست و برای شاد بودن آسیب می زند.

ادامه مطلب...
 
چاپ ارسال به دوست در جستجوی چارچوبی برای یک مدل توسعهء متوازن - قسمت ششم
نگارش: رامسس رشیدی   

نزدیک شدن به عصر بلوغ و تمدن روحانی، قسمت 2

در جستجوی چارچوبی برای یک مدل توسعهء متوازن

در مقالهء آخر ما مختصراً دربارهء روابط انسانی و نظام آموزشی در یک مدل توسعهء متوازن صحبت کردیم. در اینجا می خواهیم بعضی از ویژگیهای دیگر عصر بلوغ و تمدن روحانی آینده را بررسی کنیم.

مفهوم رایج کار و حرفه

 

به علت روش آموزش ما در جامعه و در اثر دامنه و منابع محدود مدلهای تربیتی کنونی، بیشتر کودکان آگاه نیستند که چه استعدادهایی دارند و نمی دانند انرژیهای خود را کجا متمرکز کنند. اساساً همهء کودکان در 11 یا 12 سال اول تحصیل خود موضوعات واحدی را مطالعه می کنند، و ما به عنوان یک جامعه توجه زیادی به تعامل با کودکان و درگیر کردن آنان در جامعهء خود یا جهان نداریم. والدین هم موضعی حمایتی اتخاذ می کنند و کودکان خود را در یک پیله، دور از جنایتکاران دیوانه ای که آن بیرون هستند، نگه می دارند. در ضمن، رسانه ها به بمباران ما با مادی گرایی و القاآتی دربارهء معنای موفقیت ادامه می دهند. بنابراین بیشتر ما وقتی از خلأ و سردرگمی سالهای کودکی بیرون می آییم و وارد کالج می شویم که در آن با تصمیم حیاتی انتخاب رشتهء تحصیلی و یافتن یک شغل مواجهیم هیچ سرنخی نداریم. معمولاً کار به آنجا ختم می شود که چیزی بخوانیم که از نظر مالی بازده مطمئنی داشته باشد و آیندهء ما را تأمین کند. به نظر می رسد محبوبترین برنامه این باشد که به یکی از مدارس عالی بهتر وارد شدیم و مدرکی بگیریم که شانس "موفقیت" ما را تضمین کند. در اینجا بهترین انتخابها روشن است. چون بیماریها فراوانند بنابراین رشته های پزشکی و داروسازی جایی است که می توانید پول خوبی درآورید. اختلاف یکی از واقعیات زندگی است؛ پس گرفتن یک مدرک در رشتهء حقوق اقدام شغلی خوبی است. تکنولوژی مورد توجه است و مصرف رو به افزایش، پس پریدن روی ارابهء ساخت و تولید می تواند خیلی نان و آب دار باشد.

 

ادامه مطلب...
 
چاپ ارسال به دوست در جستجوی چارچوبی برای یک مدل توسعهء متوازن - قسمت پنجم
نگارش: رامسس رشیدی   

نزدیک شدن به عصر بلوغ و تمدن روحانی، قسمت اول

در جستجوی چارچوبی برای یک مدل توسعهء متوازن

در مقالهء اخیر مختصراً دربارهء ظهور دور روحانی و بلوغ نوع انسان صحبت کردیم. اینجا قصد داریم بعضی از نشانه ها و ویژگیهای عصر بلوغ و فرارسیدن تمدن روحانی را بررسی کنیم.

روابط انسانی

اساس و عنصر اصلی بلوغ اجتماعی روابط انسانی هماهنگ است. اینجاست که ما باید برای ایجاد وحدت در خانواده، میان دوستان، با همسایگان و در جامعهء جهانی سرمایه گذاری زیادی کنیم. این رفتار روحانی در این درک ریشه دارد که هیأت جهانی انسانی و اقتصاد وقتی می توانند به بهترین صورت ممکن عمل کنند که هر سلول عضو کاملاً و بی قید و شرط به رفاه کل کمک کند. در عین حال خود سلول از نشاط و توازنی برخوردار خواهد شد که این رویکرد قادر به ایجاد آن است. جالب توجه است که می بینیم این مفهوم، از طریق قانون جاذبه، در همهء سطوح خلقت عمل می کند؛ در صخره ها، عناصر طبیعی، گیاهان و حیوانات. مطمئناً انسانها که اشرف مخلوقاتند می توانند در رابطه با یکدیگر به این سطح از پیشرفت برسند.

در جستجوی یک مکانیزم انتقالی برای رسیدن به این بعد عالیتر درک و بلوغ، ما دربارهء فردگرایی و تأکید متداول بر "خود" تأمل می کنیم. این امکان را در نظر می گیریم که در نقطه ای از جریان تکامل ذهنی و جسمی ما جنبه ای از واقعیت ما وجود دارد که آن را درک نمی کنیم. اجازه دهید آن را جوهر ناشناختنی انسان بنامیم. این جوهر ناشناختنی را می توان در عالم خلقت مشاهده کرد و می توان آن را طبیعت برتر ما دانست. آن سرچشمهء کمال است و وقتی سعی می کنیم به آن نزدیک شویم ویژگیهای یک موجود بافضیلت را پیدا می کنیم. در عین حال ما آگاهیم که هرگز به کمال مطلق نخواهیم رسید و حقیقت وجود ما با زمان و مکان نسبت دارد. این فهم و پذیرش ناگزیر احساسی از تواضع در ما ایجاد می کند که به نوبهء خود این امکان را به ما می دهد که همچنانکه استعدادهای خود را پرورش می دهیم تا در تمام جنبه های زندگی خود وحدت و هماهنگی بیشتری ایجاد کنیم برای رسیدن به سطوح بالاتری از بلوغ و هوش بکوشیم.

بدون شک مقدر است که ما در آینده ای نه چندان دور به مرحلهء وحدت اجتماعی و اقتصادی برسیم، چون نیروهای تجزیه کننده در سراسر جهان به شدت در کارند و بنابراین به جستجو برای توازن در فرایند توسعه شتاب می بخشند. این کار طبیعت است که توازن ایجاد می کند. منازعه، مشاجره، بیگانگی، بی تفاوتی، و فقدان همدردی ما را به سمت فروپاشی کارکردهای اساسی جامعهء جهانی سوق می دهد. مؤسسات دولتی، بنگاههای خصوصی، گروهها و افراد بسته به جهت گیری اجتماعی، اقتصادی و شخصی خود به جهات مختلفی کشیده می شوند. این گسستگی فشار شدیدی به زندگی ما وارد می کند. ما، چه در یک شهر بزرگ زندگی کنیم چه در یک روستای دورافتاده، نمی توانیم از تأثیرات فروپاشی اجتماعی، مصرف بی رویهء منابع طبیعی و فشار "تأمین معاش" ساده بگریزیم.

ادامه مطلب...
 
1 2 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 9 از 15
 
نظرات بزرگان

« دیانت بهایی بدون تردید دینی است مستقل در ردیف اسلام و مسیحیت و به هیچ وجه از دین دیگری منشعب نشده است... » آرنولد توین بی - مورخ انگلیسی

 
استفاده از مطالب سایت نقطه نظر‎‎تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.‏
Creative Common